ماهان جوون
39
تاريخ : پنجشنبه 13 تير 1392 | نویسنده : خاله ریحانه

ماهانی ما امشب وارد سومین سال از زندگیش شدقلب

 

به محض دیدنش عکسهاشو میزارم

 

خاله قربونت : تولدت مبارکقلبتشویق




بازدید : 282 مرتبه | موضوع :
38
تاريخ : شنبه 29 مهر 1391 | نویسنده : خاله ریحانه

 

 

من عاشق اون خنده هاتمقلب

 




بازدید : 265 مرتبه | موضوع :
37
تاريخ : چهارشنبه 14 تير 1391 | نویسنده : خاله ریحانه

 

 

 

 

 

 

 




بازدید : 606 مرتبه | موضوع :
35
تاريخ : سه شنبه 13 تير 1391 | نویسنده : خاله ریحانه

ماهان امشب ساعت 1 دیگه 2 سالش میشه فرشته

ای جووون خاله ، یادش بخیر 2 سال پیش چنین شبی انتظارشو میکشیدیم. بعد که دیدیم نخیر خبری نیست گرفتیم خوابیدیم. تا اینکه مامانی ایتا (میترا) زنگ زد و خبر داد بالاخره این پسره دنیا اومد.

 

اون شب من اونقدر خسته بودم خوابیدم. اما در عوض صبح زود مقدمات ورودشو آماده کردم. حیاط رو براش آب پاشی کردم و خونه رو پر عطر اسپند. یه ببعی هم آماده بود تا زیر پای مامانی و ماهان قربونی شه. همه منتظر ورودش بودن

تا اینکه 10 صبح اومد خونه. یه پسر تپلوی سفید بلوریماچ

خواب بود و آرومخواب

اینقدر انگولکش کردیم تا بیدار شد. خونه پر از مهمون بود. همه اونهایی که منتظر اومدنت بودند. ماهانیقلب

 

ماهانی الانم چند وقتی که حسابی به حرف اومده

خاله ها رو که نونو صدا میزنه .

مامان میترا رو مامان ایتا میگه

به مامانش میگه : دنداییییی (زندایی) !!!!!!!!

به باباش میگه : عمو محمود !!!!!!!

اونقدر هم زرنگه و باهوش که هر کار میکنیم حواسشو پرت کنیم بگه مامان و بابا نمیگه. ادای خواهرزاده های باباشو در میاره که به مامانش و باباش زندایی و عمو میگن.گاوچران

عاشق بابابزرگشه و ماشین

تا باباییش میاد خونه میگه : بابا بی ایم   ( بابا بریم ماشین سواری)

امروز پشت تلفن قشنگ گفت بابابزرگ

دوتت دالم ( دوستت دارم)

شیرین زبون ما امشب 2 ساله شد

فردا هم که براش جشن تولد میگیریم.

اینم عکسای هفته قبلش کنار دریا:

 

 

 

 

 




بازدید : 297 مرتبه | موضوع :
36
تاريخ : سه شنبه 13 تير 1391 | نویسنده : خاله ریحانه

قلبماهان جونقلب

تشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتولدت مبارک عزیزمتشویقتشویقتشویقتشویقتشویق

 




بازدید : 334 مرتبه | موضوع :
32
تاريخ : دوشنبه 12 تير 1391 | نویسنده : خاله ریحانه

به جرات بگم که یادم رفته بوود برای ماهان جوون وبلاگ درست کردمتعجبتعجب

شرایط کاریم خیلی سخت شده و فرصت پیدا نمیکردم به برنامه های خودم برسم

اما امشب یدفعه یادم اومد که وااای من مدتهاست برای ماهان جونم مطلب و عکسی نزاشتمخجالت

 

ببخش خاله جوونقلبخجالت




بازدید : 313 مرتبه | موضوع :
34
تاريخ : دوشنبه 4 ارديبهشت 1391 | نویسنده : خاله ریحانه




بازدید : 324 مرتبه | موضوع :
33
تاريخ : دوشنبه 4 ارديبهشت 1391 | نویسنده : خاله ریحانه

این عکسها تازه از تنور در اومدهنیشخند

جمعه رفته بودیم بدرقه عمو رضا برای رفتن به مکهفرشته

اونها راهی مکه شدند و ما راهی جنگلهای علی آباداز خود راضی

ماهان حسابی اونجا بهش خوش گذشت و همش دوست داشت بره تو آب رودخونه . اما مامان جونش دعواش میکردناراحت

 




بازدید : 405 مرتبه | موضوع :
29
تاريخ : شنبه 1 بهمن 1390 | نویسنده : خاله ریحانه

 

 

 




بازدید : 281 مرتبه | موضوع :
31
تاريخ : شنبه 1 بهمن 1390 | نویسنده : خاله ریحانه

سلام دوست جون های ماهانی

ماهان رفته مسافرت بازم بدون ما

رفته پیش دوستای مامانش (گنبد) خاله مانا

بعد هم میخواد برگرده پیش عموهای مامانش

 

خیلی وقته از ماهان چیزی ننوشتم

امشب تازه از پیش عموها برگشتم و دلم میخواد بنویسم برای ماهان

 

ماهان یاد گرفته یه سری کلمه و جمله میگه

بااباا - مااااماااان

آب بده - آب بیریز

عموووووو

عممممههه ( که وقتی عمه مامانش که عمه منم باشه دید ماهانی بهش عمه گفت سریع از تو کیفش یه 5000تومنی خوشگل در آورد و به ماهانی داد. بچموون هرچی داد زد عموووو - عموووو -عموووو یکی از این عموها دست به جیب تنشد که نشد نیشخندنیشخند  البته لطف این عموها همیشه شامل حال ماهان جوون هست. اما خوب دیگه ..... چشمک )

 

خاله رو یه زمان خیلی کوتاهی آآآللله میگفت اما کی از دهنش انداخت که دیگه نگه خدا میدونه . حالا این همه خاله هاش باهاشن هنوز خاله نمیگهناراحت

 

کافیه که بابابزرگش رو ببینه خوابیده. اونقدر میره بالاسرش بابایی بابایی میگه تا بابا بیدار میشه و میرن باهم بیرون ماشین سواری

 

از ذوق کردناش وقتیکه مارو بعد چند روز میبینه هم که دیگه حرفی نمیشه زد. به حدی شلوغ بازی و بپر بپر از خودش در میاره که ماهمه محو تماشای جینگولک بازیاش میشیم دلقکدلقک

 

یکی از کارهایی هم که دوست داره انجام بده : دست تو پارچ آب کنه - یه لیوان آب بهش بدن و این باهاش آب بازی کنی . خلاصه با آب بازی میونه خوبی داره این پسره

همه جور غذا هم دیگه میخوره . شکر خدا ازونهایی نیست که بخوایم بزور بهش غذا بدیم و سیرش کنیم.

 

 

ماهان جوون تولد خاله ها نزدیکه . یالله زود باش. ببینیم امشال چه می کنی قلبچشمک




بازدید : 308 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد